separator

اهمیت انتخاب استراتژی مناسب برای ورود به عرصه بلاک‌چین

 نارنجی در ابتدای این جلسه تاکید کرد: کاربرد بلاک‌چین در دنیای امروز از اهمیت قابل توجهی برخوردار است و بر مبنای گزارش Deloitte، بلاک‌چین به عنوان یکی از مهم‌ترین روندهای اخیر از سال ۲۰۱۶ از مفهوم اعتماد شروع شده و با ایجاد تغییرات بنیادی به سمت اقتصاد بلاک‌چین در سال ۲۰۱۶ و در نهایت به ایجاد ابر بلاک‌چین‌ها حرکت کرده است. در این راستا، مفهوم واقعی بلاک‌چین زمانی مفهوم پیدا می‌کند که نهادها و بانک‌های مختلف با اتصال به یکدیگر بتوانند بر روی یک بستر مشترک به ارائه سرویس پرداخته و در نتیجه این موضوع به ایجاد ارزش افزوده منجر گردد.
وی با تأکید بر نقش بانک‌ها به عنوان مهم‌ترین پیشران صنعت بلاک‌چین افزود: استفاده از فن‌آوری زنجیره‌ بلوک در صنعت بانکداری با رشد قابل توجهی همراه بوده است و حدود ۸۰ درصد از بانک‌های مهم در آمریکای شمالی و اروپای غربی تا سال ۲۰۱۷ پروژه‌ای در این زمینه داشته‌اند. علاوه بر این، فعالیت بانک‌های مرکزی از جمله بریتانیا، آمریکا، چین، ژاپن و فرانسه در مبحث رمزارزها و فعالیت شرکت ویزا برای ایجاد راهکار جایگزین سوئیفت از نشانه‌های توسعه و رشد صنعت بلاک‌چین در صنعت بانکداری به شمار می‌رود.   
مدیر پروژه شرکت بهسازان ملت در ادامه گفت: جایگاه بلاک‌چین در تحول دیجیتال از اهمیت زیادی برخوردار است و بانک‌ها بایستی به موضوع بلاک‌چین و زیرساخت‌های آن از جمله تجربه مشتری، فرهنگ دیجیتال و پذیرش آن توجه ویژه نمایند. 
وی با تأکید بر اهمیت نحوه ورود به عرصه بلاک‌چین افزود: فن‌آوری بلاک‌چین در مواقعی همچون وجود بازیگران متعدد، عدم اعتماد متقابل و وجود تراکنش‌های باارزش دارای کاربرد است و اهمیت آن به اندازه‌ای است که عدم توجه به آن می‌تواند منجر به افزایش هزینه‌ها گردد. 
مسعود نارنجی با اشاره به استراتژی‌های توسعه محصول گفت: نحوه ورود به عرصه بلاکچین از طریق سه روش فشاری، کششی و یا ترکیبی صورت می‌گیرد. در سیستم فشاری عمده تمرکز بر روی قابلیت‌های تکنولوژی است و بدون توجه به نیاز واحدهای کسب‌وکار به انجام تحقیق و توسعه، ارائه محصولات به واحدهای کسب‌وکار و در نهایت بازاریابی مشتری پرداخته می‌شود. 
وی در ادامه مطالب خود افزود: سیستم کششی یکی دیگر از روش‌های ورود به عرصه بلاکچین است که برعکس روش فشاری، با تمرکز بر روی واحدهای کسب‌وکار و نیاز مشتریان به ارائه محصولات و بازاریابی می‌پردازد. لذا با توجه به نقاط ضعف موجود در هر یک از سیستم‌های یاد شده، استفاده از سیستم ترکیبی به عنوان بهترین راهکار پیشنهاد می‌گردد. در این روش حرکت رفت و برگشتی از سمت واحدهای برنامه‌ریزی به سمت واحدهای کسب‌وکار و نیازهای مشتریان انجام می‌گیرد و در نهایت به شناسایی محصولات منجر می‌گردد.