ورود کاربر
ایمیل
کلمه عبور
کلمه عبور را فراموش کرده ام  |
 
تاريخ : بيستم و سوم مرداد 1392 ساعت 11:59   |   کد : 193

گفتگو با اصغر میر محمد صادقی مدیرکل اعتبارات بانک مرکزی
آسیب شناسی راهبردهای اعتباری بانک مرکزی برای تامین مالی بخش تولید / دمای منابع 10 درجه زیر صفر مصارف/اعطای خط اعتباری ممنوع

بهترین راهبرد اعتباری برای تامین مالی بخش تولید در هنگام تحریم را به سختی میتوان قبل از اجرا به صورت دقیق ارزیابی کرد. اما وقتی راهبردها جامه عمل می پوشند  و نتایج مشخص می شود نقاط و وقت و ضعف نشان می دهند که تا  چه میزان در مدیریت بحران موفق عمل کرده ایم. در گفتگو با اصغر میر محمد صادقی مدیرکل اعتبارات بانک مرکزی در واقع مروری بر قوت و ضعف های راهبردهای اعتباری بانک مرکزی طی سال گذشته در هنگامه تحریمها شده است. طبیعی است که هر راهبریدی معایب و مزایای خود را داراست. گفتگو با میرمحمد صادقی از پی می آید:

- در ابتدا بفرمایید بانک مرکزی پس از مطالعه  شرایط تحریم به صورت مشخص صورت‌مساله خود را چگونه ترسیم و تعریف کرد؟ به هر حال ترسیم درست مسئله رکن اصلی برای يافتن راه  حل های منطقي است.

- قبل از اینکه بخواهم وضعيت تحریم را شرح دهم لازم است شرايط قبل را کمی شرح دهم، اساسا بخش اعتباری بانک مرکزی نگاهش، نگاه تامین مالی با  استفاده از ابزارهای در اختیار است. همانطورکه می دانید در کشورمان به چهار شکل  تامین مالی انجام می شود؟ 1- پيش بيني در بودجه و تصويب توسط مجلس كه اين نوع تامين بيشتر در اختيار بخش دولتي(شركت ها و موسسات)قرار مي گيرد. 2- شکل دیگر تامین مالی از طریق فاینانس يا ساير تامين هاي مالي از خارج كشوراست. روش سوم تامین مالی از طریق بازار پول و روش آخر هم از طریق بازار سرمایه است. در کشور ما اکنون این چهار طریق متداول است. آن اولی که از طریق بودجه است قطعا و واضحا بیشترنصيب بخش دولت می‌گردد . و سه مورد بعدی یعنی فاینانس، بازار پول و بازار سرمایه بخش غیردولتی را هم شامل می‌شود. در شرايط قبل، پروژه‌هایی که در کشور در حال اجرا بودند هم از طریق فاینانس و هم از طریق بازار پول و برخی از آنها هم از طریق بازار سرمایه (با شرایط خاص)، نيز تامین مالی مي شدند. ( البته منظور بيشتر طرح ها و پروژه هاي غير دولتي است)

 نگاه ما در تامین مالی به این صورت بود که صاحب پروژه خودش باید بخشی از منابع را بیاورد (مثلاَ به ميزان حداقل 15%) و حداكثر 85% هم تامین از طرق فاينانس و يا بازار پول صورت مي پذيرفت. ما اعتقاد داريم که باید تامین سرمايه گذاري به صورتی باشد که بخشی از این تامین مالی را خود صاحب پروژه، در چرخه توليد وارد كند.

اتفاقی که بعد از تحریم افتاد، این بود که ابزار  تامین خارجی از طریق فاینانس البته به جز کشور چین که شرایط خاصی دارد تقريباَ متوقف شد. از سوی دیگر همانطور که گفتم در مورد اول بخش دولتی بيشتر منتفع مي گرديد ليكن بعد از تحریم هاي اخير، کانون اتکای صاحبان پروژه خيلي بیشتر به سمت بازار پول متمايل شد همزمان با این مسئله یک اتفاق دیگری که افتاد این بود که نقدینه‌خواهی پروژه‌ها به دلیل افزایش نرخ ارز تقريباَ دو يا سه برابر شد.

چرا؟ چون پروژه‌ها نیاز ارزی دارند در نتيجه قیمت تمام شده پروژه يا كالاي آنها كه قبلاَ با احتساب نرخ ارز  900 تا 1200 تومان پيش بيني صورت پذيرفته به يكباره دو يا سه برابر شد و این ربطی به افزایش نقدینگی در کشور ندارد. به عبارت ديگر افزایش نقدینه‌خواهی به علت افزایش قيمت ارز كه بخشي از آن حاصل تحريم ها بود و همين تحريم ها باعث شده بود كه یکی از روشهاي  تامین مالی از گردونه بازار خارج گردد و مشكل را دو چندان كرد.

تبعات آن موجب افزايش مطالبات معوق بانكها به دليل عدم تكميل پروژه يا عدم فروش كالا، عدم ايفاي تعهدات دولت و دستگاه هاي دولتي و از طرف ديگر، مخالفت با افزايش سرمايه نقدي بانك ها دست به دست هم داد تا بازار پول كشور نتواند به تنهايي اين فشار و تقاضاي بيش از حد متقاضيان را پاسخگو باشد.

به تعبير ديگر ظرفیت اعتباري و تسهيلات دهي بانک‌ها تغيير نكرده بود ولی به یکباره تقاضای نقدینه‌خواهی دو يا سه برابر شد بنابراین بانك مركزي با این مشکل مواجه گرديد که بانک‌ها منابع بسیار بیشتری می‌خواهند تا به پروژه‌ها تزریق کنند و از این طرف هم مسيرهاي تامین مالی محدودتر شده بودند.

 

- آیا مقایسه ای داشته اید که تا آخر هر سال در بخش تولید و دیگر بخشها  چه میزان تامین مالی انجام شده و این اعداد نسبت به سال گذشته چقدر افزایش پیدا کرده؟ همچنین نقدینه‌خواهی چه حجمی داشته است به تعبیر دیگر فاصله میزان عرضه با تقاضای تسهیلات چقدر بوده است؟

 به دلیل اینکه در آن بازه‌ها اطلاعاتمان کامل نیست اکنون نمی توانم آمار مشخص ارائه کنم وليكن در خصوص تسهیلات بانک‌ها كه به بخش‌های مختلف اقتصادی طی ماه‌های سال 91 پرداخت کردند رقمی  بالغ بر يك هزار و نهصد و پنجاه و شش هزار میلیارد ريال(1956 هزار میلیارد ریال) تسهيلات در سال 91 پرداخت شده که در این راستا بخش خدمات 665 هزار میلیارد ريال معادل  34% بخش صنعت و معدن 619 هزار میلیارد معادل 7/31% و سایر بخش‌ها از این مبلغ استفاده کردند. همچنین کل سپرده‌ها تا پایان سال91 و بعد از کسر سپرده قانونی، چهار هزار و چهارصد و چهار هزار ميليارد ريال(4404 هزار میلیارد ریال) و مانده تسهیلات هم چهار هزار و سیصد و نود و یک هزار میلیارد ريال(4391 هزار میلیارد ریال) بوده است.

 بر این اساس نسبت سپرده‌ها به تسهیلات در پایان اسفند90 و 91 به ترتیب9/79% و 106% بوده است. خب نگاه می‌کنید که 106% یعنی اینکه بانک‌ها بیشتر از اینکه سپرده بگیرند تسهیلات داده‌اند و این یعنی استفاده از منابع بانک مرکزی، همچنین نشانگر آن است كه ساير بخش هاي تامين مالي از آن چنان وسعت و گستردگي برخوردار نبوده و بدين لحاظ بانك ها به استفاده از منابع تورم‌زای بانک مرکزی روي آورده اند.

- حالا سوال این است که باوجود نسبت  106%  چه میزان تقاضای تسهیلات بدون پاسخ مانده است؟

بهر صورت بانك ها هر ساله در دامنه نوسان 2000هزار ميليارد ريال ( بيشتر و يا كمتر) پرداخت تسهیلات انجام داده اند ولی به نظر می‌رسد با نزدیک سه برابر شدن نرخ ارز و تورم 31درصدی و افزایش نقدینگی در جامعه بخشی از تقاضاها را سیستم بانکی کشور نمی‌تواند پاسخ گر باشد و ما برای اینکه به بانك ها کمک و منابع آنها را تقویت کنیم و ظرفیت‌ آنها را در تسهیلات‌دهی افزایش دهیمَ، طی سال گذشته به 14 بانک، 97 هزار میلیارد ريال مجوز اوراق گواهی سپرده سرمایه‌گذاری عام دادیم که نزدیک به 77 هزار و 700 میلیارد ريال از آن را  فروخته‌اند یعنی نزدیک 80 درصد و این کمکی بود که به بانک‌ها شد. در سال 90 بانک مرکزی به 21 بانک،5 .126 هزار میلیارد ريال مجوز داد که 113 هزار میلیارد ريال را از این اوراق به فروش رسید . یعنی چیزی در حد 90% و این نشان می‌دهد در سال91با توجه به تورم بالای کشور، مخصوصا در شش ماهه  دوم سال، میزان استقبال مردم از ابزاری که با نرخ 20% ارائه می‌شود کاهش يافته است و دقیقا آمار فروش گواهی سپرده و اوراق مشاركت حاكي از اين مطلب است.

- یعنی ابزارهای شما هم برش کم‌تری داشته است؟

بله! طبعا تا حدی میزان  اثربخشی ابزارهای مورد استفاده بانک مرکزی به خاطر اینکه اصلاح نرخ سود انجام نداديم کاهش یافته است. ما در سال 91 در بخش اوراق مشاركت ( قوانين بودجه و تامين مالي شهرداريها) 222هزار و 500 میلیارد مجوز دادیم که 123هزار میلیارد به فروش رسید که تقريباَ معادل 60% اوراق انتشار يافته است. این كاهش هم باز موید این مطلب است که ابزارهای پولی و مالي در سال 91 از آن چنان اثر بخشي برخوردار نبوده اند.

-  در تعیین  سقف اعتباری برای بخش های مختلف تولید و خدمات چگونه عملکردی ثبت شد ؟

ما در بحث سیاستی، تجربه خوبي در خصوص تعيين سقف هاي اعتباري از گذشته نداشتيم به اين لحاظ چند سالي است كه تخصيص منابع به بخشها را بصورت توصیه ای به بانكها اعلام مي كنيم مثلاَ سال گذشته روال چنين بوده كشاورزي و آب 20% صنعت و معدن 37% مسكن و ساختمان 25% صادرات 10% و بازرگاني و خدمات 8%. بوده است.

-آيا عملكرد بانك ها براساس توصیه شما بود؟

- نه البته در بعضی بخش‌ها انحراف داشتیم. مثلا در کشاورزی و خدمات انحراف داشتیم.

- مشخص کردن سقف اعتباری در واقع ابزار مستقیم دوم بانک مرکزی در مدیریت نقدینگی است که در برنامه پنجم کنار گذاشته شده و الزام نبود؟

- بله توصیه بود و الزام نبود چون ما از آن بحثی که به بانک‌ها تکلیف کنیم چندین سال است گذر کرده‌ایم و به سمت توصیه رفتیم.

- حالا اگر بخواهیم در مدیریت توزیع نقدنگی مقایسه کنیم توصیه بهتر نتیجه داده است یا الزام ؟

- این نیاز به آسیب‌شناسی ‌ دارد و بايستي کار کارشناسی روي آن انجام شود. اینکه واقعاَ چرا در بخش کشاورزی بانک‌ها 9% تسهيلات داده‌اند؟ تمام مسائل هم فقط به بانک‌ها مربوط نمی‌شود، مسائلی در تولید وجود دارد  البته توليد که می‌گویم کشاروزی هم در همان حیطه است، به هر صورت ما در بخش هاي ديگر نيز مشكل داريم مشكلاتي در بهره‌وری در نظام تولیدی کشور، مشکلات ساختاری- کیفیت پایین محصولات، ارتباطات ضعیف بین‌المللی، روش‌های ناکارآمد تولید، مدیریت‌های سنتی. ماشین‌آلات فرسوده که ملاحظه مي نمايید تماما به عملكرد بانک‌ها برنمی‌گردد. بانک یک بنگاه اقتصادی است باید به طرح‌های سودآور تسهیلات دهد. این اجازه و اختیار را باید داشته باشد. ولی اگر طرح‌ها سودآور نباشند و ما بخواهیم تکلیف کنیم آن موقع به طرف هرز منابع می‌رویم.

- قبول دارم حرف شما را ولی بانک‌ها مجبور هستند به طرف سیاست‌های خرد بروند تا سود  شناسایی کنند. اما بانک مرکزی هم  اینجا وظیفه دارد سیاست‌های کلان را مدیریت می‌کند و طبیعی است، آینده بانک در این کلان‌نگری است و اگر همه پول‌ها به یک نقطه سوق داده شود کل اقتصاد زیان میبرد. من نمی‌دانم کدام درست است ولی می‌گویم که هیچ مقایسه کرده‌اید؟

- بله حرف شما صحیح است ولی  باید آسیب‌شناسی شود آنچه که در سال‌های گذشته اتفاق افتاد، به نظر می‌رسد با تکلیف کردن بانكها آيا بهره‌وری و تجهیز منابع به سمت صحيح پیش مي رود نیاز به آسیب‌شناسی داریم درهمین بحث سقف تسهیلات و تعهدات طی سالیان گذشته آمدیم و یک آیین‌نامه تسهیلات و تعهدات اشخاص کلان، ذینفع کلان، ذینفع واحد گذاشتیم که به هر صورت هدفمان از این کار این بود که بانک‌ها همه منابعشان را به یکسری شرکت‌های مجموعه‌ای ندهند. یکی از اهدافمان همان سهمیه‌بندی و یا تعیین سقف بوده که به هر صورت بخشی از منابع را بدهند و همینطور ریسک آن نيز سرشكن شود. اگر خدای نکرده آن صنعت یک موقع زمین خورد ریسک بانک‌ها در آن صنعت زیاد پر خطر نباشد بنابراین الان چند سال است که آیین‌نامه تسهیلات و تعهدات داریم تا سال گذشته تا 15درصد پایه سرمایه را به اشخاص ذینفع واحد می‌دادند و در سال 92این مقدار به 20درصد رسیده و 20درصد مجموعه پایه سرمایه یک بانک می‌تواند در اختیار یک ذینفع واحد قرار گیرد و این هم می‌شود گفت که تا اندازه‌ای مدیریت کرده‌ایم که اقدامات لازم را برای پروژه‌ها و شرکت‌هایی که نیازمند تسهیلات هستند انجام دهیم. ولي در واقع آن چیزی که مدنظر من است. این است که باید به سمتی برویم که بازار پول، واقعی باشد. بازار پول مشخصه‌ای دارد که همان کوتاه‌مدت بودنش است، شناسه بازار پول حداکثر یک ساله است. اعتقاد دارم که وظایف بلندمدت تامین مالی باید به عهده بازار بورس و بازار سرمایه گذارده شود و بازار پول به سمت تامین منابع کوتاه‌مدت، خصوصا سرمایه در گردش برای شرکت‌های تولیدی حرکت کند.

-تا چه حد در این زمینه موفق عمل کرده اید؟

- به دلیل این که بازار سرمایه ما کوچک است و نياز صنايع و توليد و اقتصاد كشور بيش از حد و توان آن بازار است .بازار پول چه بخواهد و چه نخواهد بايستي در اين زمينه نقشي فعال را ايفا کند. ولی به نظرم روی این زمینه باید کار کرد که مثل سایر نقاط دنیا به آن سمت برویم که بازار پولمان را سوق دهیم و هدایتش کنیم به سمت کوتاه‌مدت اگر به سمت کوتاه‌مدت برویم می‌توانیم که سرمایه در گردش و نقدینگی کوتاه‌مدت شرکت‌ها را تامین کنیم.

-یعنی ، بانک‌ها نباید به سمت دادن وام‌های بلندمدت بروند؟

-بله نظام بانکی اصلا نباید به سمت وام بلندمدت برود. مشخصه بازار سرمایه این است که باید تامین مالی برای ایجاد، توسعه و تامین مالی بلندمدت دستگاه‌ها را انجام دهد. چون راندمانش 4-5 ساله است باید به آن سمت بروند. ولی خوب به دلیل عقودی که ما داریم (عقود مشارکت) بانک‌ها الزاما به سمت بلندمدت می‌روند که می‌شود کارشناسان و اهل فن در این زمینه کار کنند. شاید الان نتوانیم واقعا كاری را كامل انجام دهيم چون بازار سرمایه ما ظرفیت آن را ندارد که بتواند جوابگوی کل ظرفیت اقتصاد کشور باشد. بر اساس بررسی که انجام شده تامین مالی از سوی سیستم بانکی 70درصد از طریق بازار سرمایه 15درصد و بقیه هم تامین مالی بودجه‌ای و یا از خارج کشور بود یعنی هنوز رقمی که تامین مالی توسط بانكها انجام می‌ گيرد، آنچنان بزرگ است که به نظر بايستي ابتدا بررسي و زير ساخت هاي لازم را ايجاد كنيم.

-قبل از 90 هم همین نسبت بوده؟

-بله همین بوده البته بازار سرمایه در چند سال اخیر رشد خوبی داشته ولی همچنان باید رشد کند تا بتواند به جایی برسیم که بازار سرمایه به تنهايي بتواند در تامین مالی بلندمدت فعال و موثر عمل کند.

-همانطور که گفتید از ابتدای سال 91 برخی ابزارها  از جمله فاینانس را از دست دادید،. اوراق مشارکت و گواهی سپرده کمتر فروش رفت. از سوی دیگر تقاضای نقدینگی افزایش یافت . همچنین سپرده‌گذاری کمتر شد. شما چگونه در این شرایط عمل کردید؟

- در واقع  بحث این بود که با توجه به افزایش نقدینگی در سال گذشته، یکی از مسائل ما جمع‌آوری نقدینگی بود و دیگر اینکه بتوانیم تامین مالی تامین‌کنندگان را (یعنی بانک‌ها) را انجام دهیم. طبیعی است ابزارهای در اختیار ما محدود است، گواهی سپرده عام و خاص، اوراق مشارکت، اوراق صكوك را داریم. ابزارهای مستقیم ما همان نرخ سود بوده که به نظر می‌رسد مورد موافقت شورای پول و اعتبار قرار نگیرد ولی قطعا باید در این زمینه کار شود.

-پیشنهاد شما نرخ سود چند درصد است؟

- اصلا بحث ارائه پیشنهاد چند درصد افزايش مطرح نیست، بحث ما اصلاح است. با توجه به نرخ تورم موجود در جامعه اصلاح ضروری است. سال گذشته آمدیم پیش فروش سکه طلا را انجام دادیم که کار موفقی بود و با همین ابزار توانستیم تا اندازه‌ای منابع  برای بانک‌ها ایجاد كنيم و بانک‌ها تا حد توان خودشان نزدیک به 1956 هزار میلیارد ریال پرداخت تسهیلات داشته باشند.

- یکی از ابزارهای شما این است که باید تقاضای پول را در بازار کم کنید آن هم بوسیله افزایش نرخ سود شما می‌دانید که تورم 30درصد است و نرخ سود   در دامنه 15 تا 25 درصد است طبیعی است که خودبه‌خود باید نرخ سود را بالا ببرد. ولی از یک طرفی هزینه برای تولیدکننده بالا است. این را چطور تحلیل می‌کنید.

- بحث همین است قبول داریم که ممکن است هزینه‌های تامین مالی روی قیمت کالا تاثیر بگذارد ولی به نظر می‌رسد که اگر بخواهیم مطابق با اقتصاد روز پیش برویم با توجه به افزایش قیمت ارز خواه ناخواه هزینه‌های مالی نيز به تبع آن افزايش خواهد يافت. از طرفي ما الان بحث تجهیز منابع را داریم الان باید ببینیم که قیمت تمام شده پول در بانک‌های ما چقدر است قطعا اگر به بانک‌های خصوصی بروید قیمت تمام شده پولشان 20 درصد یا بالاتر است.

-آیا هیچ روی این مسئله مطالعه‌ای انجام داده ایدکه اگر نرخ سود را مثلا 2درصد افزایش بدهید چه اثری در هزینه تمام شده یک بنگاه تولیدی و محصولش دارد که بعد بر اساس این مطالعه به تولیدکننده توجیه شود که افزایش نرخ سود بیشتر به سود اوست تا بانک ؟

-ما این بحث را با تولیدکننده‌هاي زیادي داشته‌ایم. تولیدکننده‌ای که نتواند منبع لازم را برای سرمایه در گردش و یا چرخیدن چرخ کارخانه‌اش تامین کند ، هزینه از دست دادن فرصت و توقف توليدآن را به سمت زيان بيشتر سوق مي دهم تا اینکه در هزينه تامین منابع 2 یا 3درصد افزایش را تقبل كند درنتیجه به سود اوست كه اين كار را انجام دهد. ولی اینکه بررسی کنیم از جهات مختلف موضوع فرق دارد. شرکت‌ها هر يك سایز متفاوتی دارند. در نتیجه تسهیلات مالی در یک شرکتی 5درصد بخش قیمت تمام شده و کالایش را در بر مي گيرد ولی شرکتی مثل شرکت‌های خودروسازهای ما درصد بالایی از منابع درگیرشان در قیمت تمام شده را از تسهیلات جاری بانک‌ها تامين مي كنند كه اثرات متفاوتي دارد  لذا نمی‌شود به شکل قاطع به سوال شما پاسخ يكسان داد.

-می‌شود در دو سه گروه گنجاند، به نظر من به هر حال به نفع تولیدکننده است که تقاضای پول برای بازار دلالی پایین بیاید باید بانک مرکزی بنابر  مطالعه ای که انجام داده ، به تولید کننده اعلام کند که بر حسب مطالعات این نتایج به دست آمد.

-ما با توجه به تجربیاتمان، می بینیم که بسیاری از طرح‌ها و پروژه‌هایی که بالای 50-60 درصد پیشرفت فیزیکی دارند  به دلیل کمبود منابع مالی متوقف مانده اند، از سوی دیگر افرادی را داریم که آمادگی دارند با استفاده از گواهی سپرده خاص و با 3-2درصد سود بالاتر  طرح را تا مرحله راه اندازي اجرا کنند. (در زمینه سرمایه در گردش که تاثیر در کالا و یا هزینه می‌گذارد بحث جدایی است) این کار  ایجاد اشتغال‌زایی موقت و دائم می‌آورد .پس به نظر می‌رسد ما اگر اجازه داشتیم  بسیاری از پروژه‌های کشور که منابع براي تكميل و راه اندازي ندارند با چند درصد بالاتر برای متقاضیان سرمایه گذاری دراین طرحهای نيمه تمام تامین مالی کنیم، بازار قطعا جواب مثبت می‌داد.

اگر این شرایط فراهم نشود چه؟

 - وقتی نرخ تسهيلات نسبت به نرخ تورم و نقدينگي جامعه پايين است مشتری راغب به برگرداندن آن نیست در نتیجه این مسئله مستقیما  روی چرخه منابع بانک‌ها تاثير مي گذارد . پس خواه‌ناخواه، باید به سمتی برویم که قیمت پول و هزینه تسهیلات و نرخ سود تسهیلات و سپرده‌ها را همگام با تورم و نقدینگی جامعه واقعی کنیم. آن وقت ابزارهایمان کارآ می‌شود سیاست‌هایمان به بار می‌نشینند، در غیر این صورت یعنی وقتی نرخ اصلاح نشده، ابزارها ناکارآمد می‌شوند سیاست‌ها بدون اثر می‌شوند و بعضی پروژه‌ها می‌خوابند و این مسئله عدم اشتغال‌زایی و افزایش نرخ بیکاری را در پی خواهد داشت.

-البته به هر حال توان بانک مرکزی محدود است و بخشی از این بازار از جایی دیگر باید مدیریت شود مثلا اگر نرخ تورم 30درصد به بالا و 40درصد می‌شود مگر می‌شود بانک مرکزی سود پول را 40درصد قرار دهد. کسی انتظار ندارد که بانک مرکزی همه کارها را بکند باید بخشهای دیگر حاکمیتی هم همکاری کنند.

-ضمن اینکه اعتقاد داریم در کشور ما نگاه بانک، محور است و باید نگاه بانک - بازار شود. واقعا بخشی را بايد بانک تامین کند و بخشی دیگر را بازار سرمایه نقش بازار سرمایه باید پررنگ‌تر شود. مثلا در مورد اوراق صکوک ما اوراق صکوک را ماه‌ها رویش کار کردیم ولی به دلیل اینکه معافیت مالیاتی در آن پیش‌بینی نشده. قدرت کارآییش را از دست داده و ما بارها درخواست کردیم که بانک مرکزی مثل بازار سرمایه به عنوان سیاستگزار پولي بالاخره باید این توانایی را داشته باشد که ابزارش و نهادهاي واسطش از مالیات معاف شوند تا ابزارش بتواند کارآیی لازم را داشته باشد. پس دو عامل در این راستا بسیار اثر دارد: 1- بحث اصلاح نرخ سود 2- اینکه واقعا قوانین و مقررات تغییر کنند و به سمت فعال کردن بازار پول و سرمایه متمايل شوند. ما به این قوانین نیاز داریم.

- همایش هم که پژوهشکده برگزار کرد برای اولین سال یاران دیگر بازار پول (تامین‌کنندگان دیگر منابع پول) را به ورود به  این میدان دعوت کرد از جمله بورس و اتاق بازرگانی تا بازار به سمتی برود که  دیگر تا این حد متکی به بانک نباشند. شما فکر می‌کنید که چه می‌شود کرد که سریعتر به این نقطه رسید.

- بازیگران‌ اصلی بازار سرمایه، 400-500 شرکت هستند در حالی که در این کشور هزاران شرکت داریم. وقتی که بازیگران ما در بورس یا فرابورس فقط 400-500 یا 600 شرکت باشند اگر آنها بخواهند اقدامی کنند روی اعضای اصلی بازار خودشان متمرکز خواهند شد اما ما باید با تلاش و کوششی بیشتر به سمتی برویم  که بازار سرمایه تعميق بيشتري يافته تا نهايت به ايفاي نقش بلندمدت خود در تامين مالي برسد.

-نکته اصلی این است که سازمان بورس وجود دارد  اما آن نهادهای بورسی که باید بیایند و کمک کنند به اندازه کافی نیستندیا موثر عمل نمی کنند شما ببینید که بازار سرمایه ما فعال است اما خیلی از فعالیت‌هایشان در حوزه‌ای که باید تامین منابع باشد نیست و نهادسازی لازم صورت نگرفته.

-بله هم نهادسازی صورت نگرفته و هم اینکه مثلا حوزه تامین منابع مالی، عملکردشان را باید خودشان ارائه دهند که چقدر از طریق افزایش سرمایه‌هایی که انجام شده شرکت‌ها توانسته‌اند تامین مالی را انجام دهند. ولی در یک نگاه به هر صورت بازار بورس بازاری نوپا است و به نظر باید کمک شود. از جمله در  نهادسازی‌ها و توسعه نهادها و ایجاد ابزارهاي کارا ما در بخش رتبه بندي و نهادهاي مورد نياز در اين بخش با كمبود مواجه هستيم .

در این راستا بازار پول چه نقشی میتواند ایفا کند؟

در بخش نظارتي بازار پول بايستي نقش فعالتري ايفا كند به نظرم ابتدا بايستي روي ايجاد زيرساخت هاي موردنياز بانك بيشتر كار شود. به هر صورت دیدگاه ما در بخش اعتباری بانک مرکزی این است که اکثر مردم بایستي در استفاده از منابع بانك ها سهيم گردند، مشارکت کنند و ما باید به آن سمت برویم که 2 مسیر را در شبكه بانكي فعال کنیم. یکی ارائه تسهیلات  به شرکت‌ها و موسسات و افراد حقوقي و حقيقي بزرگ و دیگری ارائه تسهیلات خرد به آحاد مردم. بسیاری از مردم در کشور، در استان‌های محروم نیازمند مبالغ 5 میلیونی یا ده میلیونی هستند ما باید  بانک‌های خاصی برای تسهیلات خرد ایجاد کنیم. قوانین را به گونه‌ای ايجاد يا اصلاح کنیم که به این قضیه کمک کند. در بعضی از کشورها این بانک‌ها وجود دارند. همچنین  سطح مشارکت مردم را در استفاده از منابع بانک‌ها بالا ببریم. بخش كوچكي از منابع بانكها در قالب تسهيلات خرد، تعداد بيشماري از متقاضيان و افراد جامعه را مشمول استفاده از منابع و كمك به حل مشكلات آنان مي كند. بسیاری از مشکلات جامعه کاهش می‌یابد، اشتغال‌های خانگی، اشتغال‌های خرد خوبی ایجاد می‌شود، درآمدزایی خوبی به وجود می‌آید، و بعد هم می‌تواند همین چرخه بچرخد و برگردد، در این زمینه هم باید کار کنیم، پس به نظرم نقش بازار پول و حداقل بانک مرکزی این است که در تسهیلات خرد موثرتر وارد شود .قانونگزار، بانک مرکزی و دولت دست به دست هم دهند تا بتوانیم یک روش کارآمدی را ایجاد کنیم تا سهم مشارکت مردم را از استفاده از منابع بانک‌ها بیشتر شود. ضمن اینکه به منابع بانک هم لطمه نمی‌خورد . در بخش تسهیلات کلان هم اعتقاد دارم که امسال باید افزایش سرمایه بانک‌ها را جدی بگیریم ظرفیت اقتصادی ما با ظرفیتي مالی بانک‌ها تطابق ندارد به هر صورت قانونگذار به فکر افزایش سرمايه بصورت نقدی باشد و نه اینکه بیاید تمام بدهي را با واگذاری دارایی و سهام تسویه کند.اين روش در كوتاه مدت و ميان مدت حداقل عايديبراي بانك نخواهد داشت.

- چون دولت سهامدار اصلی بانکهای بزرگ است خودبه‌خود آن هم از مشکلات اصلی است.

-طبعا بخشی از بانک‌ها دولتی هستند. الان چندين بانک دولتی هستند و افزایش سرمایه در آن بانك ها را سهامدار اصلي یعنی دولت باید انجام دهد. قانونگذار باید تکلیف کند و به نظر می‌رسد که بایستي بانک‌ها تجهیز منابع شوند و استفاده از ابزارهای پولی روانتر و سهل تر شود.

- اگر این فرهنگ نهادینه شود که بانک مرکزی باید مستقل باشد آنوقت خیلی کارها را راحت‌تر انجام می‌شود نظر شما در این رابطه چیست؟

- کارشناسان بسیاری در این رابطه صحبت کرده‌اند، قاعدتا یک سیاستگذار پولی باید در زمینه سیاست هایش مستقل فکر کند، مستقل عمل کند و مستقل اجرا کند. قطعا به آن سمت رفتن که بانک مرکزی بتواند استقلال کامل داشته باشد می‌تواند یکی از دلایلی باشد که باعث رشد در این زمینه خواهد شد. اما فقط استقلال بانک مرکزی به تنهايي نمي تواند قوانين و مقررات، دولت، نهادهاي مالي، فرهنگ و ابزارها باید همگام با این قضیه پیش بروند.

-دولت چقدر همگام بوده است؟

-به هر صورت تامین مالی و افزایش آن را تا اندازه‌ای انجام داده اما افزایش سرمایه‌ها یا تسویه دیون دولت به بانک‌ها تاکنون بیشتر به صورت سهام(غيرنقدي) بوده، حالا تا این سهام در بازار فروخته شود، و منابع در اختیار بانک قرار گیرد، وقت مي برد. ولی گفتم آنچه که فعلا نیاز این جامعه است محرک‌ها یا ایجاد ابزارهایی است که سریعا بتواند تامین مالی و منبع را برای بانک‌ها در زمینه تجهیز ایجاد کند و از آن طرف هم نرخ سود است که اگر کارکردش، کارکرد صحيحی نباشد به نظر می‌رسد که تمام این مسائل را به هم می‌ریزد، اینها دست به دست هم می‌دهند تا بانک مرکزی بتواند با سیستم بانکی در بخش تامین مالی قوی‌تر و موفق‌تر عمل کند.

- سوال پایانی اینکه چقدر بانک مرکزی خودش به افزایش نقدینگی کمک کرده، چون که بانک مرکزی باید کنترل کند ولی خودش بعضی اوقات به افزایش نقدینگی کمک می‌کند؟

-با توجه به قانون و آنجاهایی‌که تکلیف می‌شود خصوصا در امر تامين کالاهای اساسی که به نظر می‌رسد این نوع تامین اعتبار  بحث سودآوری در آن نیست. بانک‌ها با کمبود منابعشان نمی‌توانند بسمت این قضیه بروند. شاید از جهاتی هم درست باشد چون کالاهای اساسی مردم باید تامین و خریداری شود. بنابراین بانک مرکزی در اين قبيل مسائل وارد شده و پیشقدم مي شود.به نظر مي رسد اولویت تامین کالاهای اساسی اهمیت اساسی دارد. در زمینه کالاهای اساسی، بانک مرکزی تا جایی که توانسته و قانونگذار و مراجع ذیربط، مکلفش کرده تامین اعتبار  را انجام داده است.

-در بحث اشتغال و مثلا بنگاه‌های زودبازده بانک مرکزی اعتباری تخصیص نداده است؟

-ما فقط در رابطه با اشتغال زایی و مصوبات شورای عالی اشتغال پارسال، 32 هزار میلیارد ریال تسهیلات قرض‌الحسنه، (بخشی از منابع قرض‌الحسنه) و با استفاده از منابع بانک‌ها برای اشتغال‌زایی اختصاص دادیم. ضمن اینکه در سال گذشته ما بازار بین بانکی را ایجاد کردیم که هدف این بود که بانک‌ها اگر با کمبود منابع روبرو می‌شوند بتوانند در یک بازار با هم تعامل و با همدیگر معامله کنند و تا آنجا که می‌توانند دست در جیب بانک مرکزی نکنند. معاملاتی که ما در سال گذشته داشتیم حدود یک میلیون و دویست و سیزده هزار و دویست میلیارد ریال بوده حجم سپرده‌گذاری‌ها و بالطبع حجم سپرده‌پذیری‌ها همینقدر بوده.

-بیشتر سمت و سوی این سپرده‌گذاری‌ها به کدام بانک‌ها بوده؟

-بیشتر حجم سپرده‌گذاری‌ها در بانک‌های خصوصی بوده بانک‌های خصوصی سپرده‌گذاری کرده‌اند و سپرده هم گرفته‌اند تقریبا 45-40درصد متعلق به آنها بوده. بانک‌های خصوصی شده حدود 50درصد و بانک‌های دولتی هم 6الي5درصد و برخی از بانک‌های خصوصی سپرده‌گذاری می‌کنند و برخی از بانک‌های خصوصی شده سپرده‌پذیری داشته‌اند.

-نرخ آن را خودتان تعیین می‌کنید؟

ما در بازار رصد می‌کنیم ولی نرخ با خودشان است. تقریبا در قالب آن نرخ‌هایی است که ما در چهارچوب گذاشته‌ایم.

 

آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان  
 



Powered by AtenaHamayesh